خرید بک لینک
ساقی بریز باده ی رنگین به کام ما لبریز پیاله کن که شود یـار، یـار ما ساقی می ات قفس شدومارانشاند بجا زان رو به مستی عالم بخواند مسیر ما آخر به عشق ملولی شدم شهید راه بوده است طریق نیاکان به ما بلوغ ما به به کرشمه ی سکران دلم ببرد گردید پاره گریبان به جان ما ساقی چرا می رنگین شده شبیه خون گو

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 10:14

روز گاران قدیم در شهر تینزن نما مردی حیات بودش یقیننام او نصوح وکارش موتراشبا صدای نازکش می کرد معاشبود دلاک زنانه در حمامداشت اندامی ضعیف با اهتماماندرآن شهر او به پنهانی به کاربود مشغول حمام و کار وزارلذتی می برد از این کار کثیفسالها الفت بکاری بس مزیفگرچه چندین بار توبه کرده بودلاکن از ضعف وجود د

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 10:14

http://www.aparat.com/v/m3NQy

http://www.aparat.com/v/qPN1g

http://www.aparat.com/v/JjqDN

http://www.aparat.com/v/8LNmi

http://www.aparat.com/v/P9Uz7

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 10:14

فكر كن فكري نكو تدبير كن
فكر كن آنچه شنيدي زير وبم
تانگردي تو اسير رنج وغم
درشنيدن نيك كن انديشه را
تاكه آرامش دهد ذهن تورا
آن كه با دو گوش شنيد ازيك دهن
مي شود محبوب در هر انجمن
گركني گوش خودت درواز در
مي شوي از اين زمانه بي خبر
گرشنيدي ،خوب پاسخ مي دهي
هيچ كاري را نگيري سرسري
فكركن قبل از جواب هر بيان
تادهي پاسخ به نيكي از دهان
فكركردن زايش افكارماست
هديه برآدینه از رازخداست

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:19

در این گوی گردان بنام زمینیکی مرزوبوم است ایران زمینبه فرهنگ و دانش بلند مرتبهکهن قدمت است درجهان قادمه(پیشرو)بود عرصه اش جای شیران مردهمه مرزو بومش بود دستگرد(زمین و ملک زراعتی)خزرمرزدریایی است در شمالخلیج جنوبی ما بی مثالبود در جنوب مرز آبی ماگهر خاک و آب است ایران مابه مردان این ع رصه پایدارخداون

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:19

رحم را سازید نمایان کن ثمرکینه ها را کن جدا از ریشه اتدوستی جایش نشان اندیشه اتاینهمه جنگ و خشونت از کجا؟خالق ما نک مگر نبود خدا؟این یکی با نام مذهب آمدهوان یکی بر کسب قدرت آمدههریکی خود را محق داند کنونشد فراموش نسل انسان شد جنونخون یکدیگر مباح دانند رواهمچو هابیل است و قابیل ای خداآی آدم این زمین

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:19

علم تورا تابه کجا رهنمون

فلسفه عشق ترا رهنمون

می بردت تا به ثریا کنون

مرکزخلقت که ترا داده جون

علم بود کشتی راه نجات

سیرکنی در همه ی کائنات

جهل زتو دورشود ای بشر

آنچه ندانی به تو گردد ثمر

نسل تو پاینده شود در جهان

تا به خداوند رسی مهربان

پس بنما درهمه جا کسب علم

تا بشوی منشاء هر خیروحلم

نیک کن آدینه به فعل کار خویش

کسب نما دانش و علمت ز پیش

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:19

ای جوان بشنو نصیحت از سما
عمر خود را تو مده دست فنا
وقت ارزش دارد و اتلاف وقت
اول هر کار کن اندیشه ویاد خدا
کار کن بعد کار کن بعد کارکن
تنبلی از زندگیت دورکن دراین سرا

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:19

در کودکی و دوره ی فقر پابرهنه

آموخته ام درد زمین و آه چشمه

----------------------

گر شهامت در وجودت راغب است

پر گشودن هر کجایی جایز است

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 7:19

بنام کسی که دهد جانمان

که یکتا وبخشنده است مهربان

همان پادشاه جهان وجزا

که کیفر دهد نیک وبد را بما

الهی توای مهربان و حکیم

سخندان ویاری رسان کریم

هدایت نما راه نیک ودرست

همان راه که انعام دادی نخست

نه راه کسانی که خشم آوری

به راه درستم نما رهبری

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:57

بروم گوشه باغی ونشینم لب گل بوی گل گیرم وآخربشوم حارس گل گردهد دست روم خدمت جانانه کنم همچو سرو قامت ایستاده کنم یاری گل تا کنون خسته زدوران ریا گشتم من زاهدان دیدم و هیچ زهد ندیدم چون گل همه در خرقه آلوده به شهرسردرگم زین سبب لاف زدند تا که بچینند یک گل بارالهی گل بی رنگ و ریا را زچه روآوردی که حر

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:57

برق نگاهت

نقش خیالم را سوزاند

...................

ساعت مچی ات چه نو مانده

: جانباز

........................

روباه ها گوچ کردند

پس چرا بعضی ها هنوز نرفته اند

.....................

اختلاص چیست؟

باده ... پول آورده

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:57

آنانکه زخود دراین جهان بی خبرند هرلحظه کنارشان یکی را ببرند درگرمی بازار پراز رنگ و ریا هرچیز خرند ، درستکاری نخرند بعضی زده اند نقاب تقوی به وجه ازخون کسان به ظرف تزویرخورند غافل زخود وامیر این کون ومکان تازند سمند خویش وچون گاو وخرند درجلگه فرو به خوردن وخوابیدن زین کنج زمان چومار بخود

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:57

موقع پاسخ مكن تعجيل تو فكر كن فكري نكو تدبير كن فكر كن آنچه شنيدي زير وبم تانگردي تو اسير رنج وغم درشنيدن نيك كن انديشه را تاكه آرامش دهد ذهن تورا آن كه با دو گوش شنيد ازيك دهن مي شود محبوب در هر انجمن گركني گوش خودت درواز در مي شوي از اين زمانه بي خبر گرشنيدي ،خوب پاسخ مي دهي هيچ كاري را نگيري سر

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:57

این شنیدی که مرغ همسایه شده غاز ونشسته در سایهمال خود رابه چشم نیاوردی هردمی چشم ودل بیازردیکفر نعمت نمود ه ای هر دم مال دنیا نموده ای هی جمفضل و بخشش ز یاد خود بردی مال مردم به هرکجا خوردینکتهآدینه ،چومال کس خوردی ذره ذره در این جهان مردیعاقبت به دوزخی تازی که آتشش را

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:57

غزل در محضر دلجویی گمراه مکن دل را ترک غم و می کن تو تا گم نکنی ره را افسانه ی مردم شو در عالم بیداری احسان و کرم بنمااین حاصل دنیارا چون گل به امید نوربنشین به سحرگاهان تا سر برسد بر تو آن ناجی مهمل را مغرور مشو بر خود تا خود نشود بیخود دان خاک گهرباری محفوظ نما آن را این تن به امانت با

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:57

درخیابان لحظه ای من با شتاب سوی منزل بودم اندر فکرخواب ناگهان مردی جلو آمد کمی کرد تبسم گوش لب برمن دمی گفت سلام آقا چه نیکو منظری وه چه سیمایی عجب تاج سری گر کنی لطفی به من دراین میان من دعایت می کنم از صدق جان گفتمش حالاچه حاجت هست ترا گربدانم مشکلت سازم روا کردتملق آه و افسوس ونوا مادری

برچسب: نویسنده: نیکان سامانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 21:57

صفحه بندی